تبلیغات
وبلاگ شیطان شرور - برادران خشمگین/ استرم ریج

جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: امیر کسرا آرمان

ایمیل مدیر:

عنوان سایت: وبلاگ شیطان شرور

شعار سایت: ترجمه وارکرفت

وبلاگ شیطان شرور

ترجمه وارکرفت

درباره سایت

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نویسندگان


team_member

امیر کسرا آرمان

مدیر سایت
team_member

امیر کسرا آرمان

نویسنده
team_member

امیر حسین

نویسنده

پیوندها و روزانه ها


روزانه ها

وبسایت میزبان!

اولین وبسایت با رویکرد نظارت بین سایتی

تارنمای کالیمدور

وبلاگ کالیمدور

لیست کامل

لیست کامل پیوندهای روزانه

ارسال لینک

لینک خود را برای ما ارسال کنید

پیوندها

وبسایت میزبان!

اولین سایت با رویکرد نظارت بین سایتی!

لیست کامل

لیست کامل پیوندها

وبلاگ شیطان شرور

ترجمه وارکرفت


برادران خشمگین/ استرم ریج

تغییرات اعمال شدند! 21/03/93

سلام امروز میریم سروقت ایلیدن تا پوست از سر کچلش بکنیم و کالبد شکافیش کنیم
پس بامن به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

                                                   

خب ایلیدن را که میشناسین پس معرفیش نمیکنم( محض اطلاع اگر میخواهید ایلیدن را بشناسید به سه گانه ی نبرد باستانیان مراجعه کنید) بریم سر قضیه ایی که بعضیا میگن ایلیدن مرده بضیا میگن زندس!
میدونید که ایلیدن بعد از وقایع باستانی به مدت 10 هزار سال زندانی بود و توسط افراد تیرانده مراقبت شدید میشد. تیرانده که از همه جا نامید بود میره تا اخرین شانسشو با ازاد کردن ایلیدن بکار بگیره تا لژیونی را که ارتاس بعد از 10 هزار سال دوباره به ازراث راه داده عقب براند. تیرانده معتقده که ایلیدن با توانایی هاش مثل گذشته کمک مفیدی است. و ایلیدن هم بخاطر عشقش نسبت به تیرانده کمکش میکند و قسم میخورد تا لژیون را عقب براند. ملفاریون با ازاد شدن برادرش به شدت مخالف بود اما تیرانده کار خودشو کرد.
ایلیدن برای اینکه برادرش نشون بده که با اینکه قدرت شیطانی داره اما اختیارش دسته خودشه یک گروه الف شبو برمیداره و به فل وود میره تا لژیونو از اونجا پاک کنه اما اونجا با ارتاس روبه رو میشه و بعد از یک درگیری ارتاس بهش درباره ی جمجمه ی گولدن و قدرتش میگه و میگه که اگه نابود بشه دره از نفرینش پاک میشه. ولی جزیات بیشتری در اختیار ایلیدن نمیزاره چون میدونه که ایلیدن تشنه ی قدرته و نقشش میگیره.
ایلیدن با اینکه به ارتاس اعتماد نداشت اما نمیتوانست شانسش را ازد ست بده .... بعد ایلیدن جمجمه را تصاحب میکنه و قدرتش را تصاحب کرد اما حالتی شیطانی پیدا کرد. بعد از ان ایلیدن جنگل فِل وود را از شیاطین پاک کرد و تیچاندریوس را هم به قتل رساند اما ملفاریون وقتی دید برادرش روحش را به شیطان فروخته او را سرزنش کرد و باعث جداییشان شد و ایلیدن برای همیشه از سرزمین الف ها رفت.

بعد از شکست لژیون چندی بعد کیل جیدن با ایلیدن ملاقات داشت و حالا ایلیدن حسابی شیطونک شده و کیل بهش یک شانس میده تا خودشو به لژیون ثابت کنه. کیل بهش میگه که از دست ندونم کاری های ارتاس خسته شده و میگه که برو به سریر یخی
 و اونجا رو نابود کن. ایلیدن که فهمیده قدرت نرزول از چنگ کیل جیدن خارج شده میپذیره و چون تشنه ی قدرت بی اندازش
 بوده درخواست کیل را قبول میکنه و یک گوی جادویی از طرف کیل میگره تا در ماموریتش استفاده کنه.
بخاطر داشتن جمجمه ایلیدن قادر بود تا خاطرات وارلوک را بخواند و یک نقشه به ذهنش رسید اما برای عملی کردن این نقشه به تعدادی دوست قدیمی نیاز داشت...............*
فلش بک:
ناگاها همان الف های برین قدیمی بودند که خادمان وفادار ملکه ازشارا بودند و بعد از سقوط زین اشاری بخاطر نفرین سارگراس بصورت موجودات نیم الف نیم پری دریایی در آمدند و بهمراه رهبرشان(ملکه زین اشاری, بانوی ناگاها) به اب ها وارد شدند عکسشونم هست:
.....................* ایلدن با جادوی خودش ناگاها رو فرامیخواند و قدرت میدهد تا از اب بیان بیرون و اونها هم با او متحد میشن و میشن ناگاهای ایلیدن

اما از اون ور خواهر جارود شدوسانگ که سرتاسر کالیمدور را بدنبال زندانیش ایلیدن امده تا او را دستگیر کند, از این ور ایلیدن با تعدای ساتیر هم پیمان میشه و اونا رو بعنوان خادمین ایلیدن میپذیره. البته تعدادی محافظ و فوربلاگ(خرس) هم استخدام میکنه
بعد از اون ایلیدن با متحدان جدیدش راهی پایتخت نابود شده ی زین اشاری میشن
میاوی که هنوز دنبال ایلیدنه موفق میشه مراحلی که ایلدن براش چیده از سرراه برداره و اول فوربلاگ ها رو نابود میکنه و اینطوری اولین خط دفاعی ایلدن نابود میشه بعد به مخفیگاه ایلدن میاد اما ایلدن با یک قایق فرار میکنه و پشت سرش چندتا ناگا و ساتیر میزاره تا حواس دشمنو پرت کنن و او بتونه حسابی دور بشه. همراه ایلدن چند ناگا شنا کنان می آمدند و انها به جزایر شکسته که قبلا توضیح دادم میرن جایی که مقبره ی اواتار سارگراس بود و قبلا گولدان انجا مرده بود
خادمین ایلدن موفق نشدند تا تعقیب کنندگان را نابود کنند و میاوی شادوسانگ بهمراه افرادش با قایق به دنبال ایلدن راه میوفتن و یکم بعد از ایلدن اونا هم به جزایر شکسته میرسن و نبرد بینشون درمیگره.
ایلدن فوری میره تا کارشو انجام بده و میاوی هم تعقیبش میکنه, ایلدن که حافظه گولدنو داره محلو بهتر میشناسه و خودشو به معبدی میرسونه که چشم سارگراس توشه(قبلا اورک ها عصای سارگراسو دزدیند اما جرات نکردند جلوتر بروند تا شی قویتر یعنی چشم سارگراس که یک گوی کوچک و قدرتمند بود را هم بدزدند.) همراه ایلدن واشجیر که قبلا زیردست محبوب ملکه اشاری و حالا محافظ ایلیدن است به معبد میاد. هرسه نفر با هم در معبد روبه رو میشن. واشیج و ایلیدن دارن با چشم کار میکنن و بعد معبدو میکش پایین و ایلدن میاوی را زندانی میکنه و تقریبا همه ی دیده بانانش مردن. ایلدن از راه ناگا وارد اب میشه و فرار میکنه. میاوی هم با قدرت های جادوییش موفق میشه تا فرار کنه..............................
تیرانده و ملفاریون با نیروی پشتیبانی میان به جزایر شکسته و اونجا میبنن که پایگاه میاوی داغون شده ..... بعد موفق میشد ارتش ایلیدن را پراکنده کنند و ایلدن هم تیرانده را گروگان میگیره و بعد از طریق اب فرار میکنه
تیرانده با خودش میگه حالا فهمیدم چرا هیچ وقت مورد انتخابم نبودی چون تو اونقدر در جذب قدرت گم شدی که اصل قدرتتو فراموش کردی و....
ایلدن میرسه به ساحل لوردایرون(لورد آ اِ رون تلفظ صحیحشه آ----اِ ---رون) میرسه و بعد خودشو به دالاران میرسونه. ایلدن میخواست با چشم سارگراس یک تکه از سریر یخی را بشکنه و باعث متلاشی شدن کل ان بشه اما بخاطر مداخله ی میاوی و ملفاریون نقشه اش شکست خورده. ملفاریون فهمیده بود که کندن ان تکه از زمین باعث میشد تا کل دنیا نابود شود و این را حس کرده بود و جلوی ان را گرفته بود. ایلدن برادرش را احمق خوانده بود و ملفاریون از دست ایلدن عصبانی بود چون فکر میکرد او تیرانده را کشته( برای اینکه میاوی دیوانه شده بود که نتوانسته ایلیدن را بگیره بنابراین میخواست تا ملفاریون کمکش کنه اما میدونست که اگر بفهمه تیرانده هنوز زندس و در جایی تنها افتاده به کمکش میرود و دست از تعقیب ایلیدن برمیدارد, بنابراین به ملفاریون به دزوغ گفت تیرانده مرده) ایلیدن هم متاثر بود که باعث مرگ شخص مورد علاقه اش شده اما پرنس کیل تاس , متحد تازه ی ایلیدن گفته بود شاید این یک مرگ ساختگی باشد. بعد میفهمن که تیرانده توی دریا افتاده و ایلیدن و تعدادی از ناگاهاش میرن و اونو که داشت با تعدادی اندد میجنگید نجات میدن و بعد اونو به ملفاریون تحویل میده وقتی تیرانده این حرکت ایلی را میبینه متعجب میشه و ملفاریون بخاطر اینکارش اجازه میده تا برادرش فرار کنه اما به شرطی که دیگه هرگز به سرزمین های الف های شب برنگرده و الیدن موافقت میکنه و از اونجا میره..........................

فرار به اوتلند(درانور اسبق):
بعد از اینکه ملفاریون میزاره ایلدن بره , ایلی یه درگاه به سوی اوتلند باز میکنه و فوری از اونجا میره اما باز میاوی سیریش تعقیبش میکنه. حالا که ایلی توی ماموریتش در نابود کردن نرزول موفق نشده ( منظور از نرزول اشیا لیچ کینگه) میدونه که از خشم کیل جیدن در امان نمیمونه. پس میره به اوتلند تا بتونه خودشو بازیابی کنه. ایلیدن همونجا میمونه تا زمانی که میاوی و دیدباناش پیداش میکنن و دوباره زندانیش میکنن اما کیل تاس سان اسرایدر و واشیج اونو نجاتش میدن. ایلدن به کیل تاس و مردمش قول قدرت جادویی بیشتر و بازگشت به کالیمدور را میده و کیل تاس هم سوگند وفاداری یاد میکنه.
ایلدن الف های خون را میپذیره و کیل را دست راست خودش میکنه. سیندوری ها و ناگاهایش برای اجرای نقشه اش بسیار ارزش مند بودند.
ایلیدن برای اجرای نقشه اش اول شروع میکنه اوتلند را از نیرو های شیطانی پاک کنه تا اینجوری کسی به کیل جیدن خبر نده که او اینجاست
برای اینکار اونها باید معبد سیاه را از شیاطین پاک کنند و مجبور میشوند با جانشین منراث که حالا او بجای منراث مرده رهبری پیت لورد ها(موجوداتی که عین منراث هستند و کیل جیدن ساختشون) بجنگند. مگ تریدون رهبر پیت لوردها , کنترل کل درانور را بدست گرفته و بعد ایلدن موفق میشه اونو به زیر بکشه.
وقتی ایلدن در معبد سیاه مستقر میشه  آکاما و افرادش که جزو شکسته گان هستند میان پیشش و سوگند وفاداری میخورند. اکاما و مردمش به ایلدن مدیون بودند که به انها کمک کرده تا فل اورک ها و مگ تریدون را نابود کنند.


حرکت به سوی سریر یخی:
بعد از اینکه ایلیدن متحدان جدیدی در اوتلند پیدا کرد و در معبد سیاه ساکن شد. کیل جیدن از جای او یکجوری باخبر میشه و وقتی ایلیدن در معبد تنهاست انجا در هیبت راستین خود ظاهر میشه و ایلیدن را بخاطر شکستش در نقشه و عصبانی کردنش توبیخ و ملامت میکنه و بعد ایلیدن میگه من دارم نقشه میکشم تا فرامین شما رو اجرا کنم و اینکارایی که کردم و زیردستان شما رو کشتم برای این بوده که بتونم متحدان جدیدی پیدا کنم(شکسته گان منظورشه البته دروغ میگه او از ترس اینا رو به کیل میگه) و کیل هم که میبینه ایلیدن سوگند وفاداری میخوره یک شانس دیگه به ایلیدن میده تا به سریر یخی حمله کنه.
ایلیدن و واشیج و کیل تاس اولین حملشون به آ....اِ....بروی(آاِ بری) ها بود که همون عنکبوت کفش دوزک های غول پیکر انددیه که قبلا مردند و نرزول و خادمش کلتازارد زنده یشان کردند..... بعد ایلیدن میرسه به سریر یخی و اونجا یک جنگ خفن بینشون درمیگیره
........ بعد در سریر یخی بازمیشه
بعد ایلیدن در سریر یخی با ارتاس روبه رو میشه و حالا این دوتا درگیر اما ایلیدن مجروح میشه و پا میزاره به فرار اما قبلش ارتاس بهش میگه برای همیشه از ازراث برو و دیگه برنگرد وگرنه خودم کارتو تموم میکنم کثافت! وقتی ایلیدن فرار میکنه واشیج و کیل میبینن شانسی برای بردن و نابود کردن سریر ندارند و اونا هم فرار میکنند و همگی به اوتلند بازمیگردند

The Burning Crusade


بعد از اینکه ایلیدن شکست میخوره با نیروهاش برمیگرده به اوتلند و اونجا برای خودش پایگاهی میزنه و میشه ارباب اوتلند و از اونجایی که میدونه کیل جیدن ول کنش نیست اماده میشه تا درمقابل حمله ی لژیون مقاومت کنه...........
 
توضیحات:
نژاد فل اورک ها(fel orcs) نزادی از اورک هاست که خون پیت لورد ها رو مینوشند و بعدش دیوانه میشوند و ..... مثلا گرام هل اسکریم که خون منراث را نوشید.....

مقاومت کنه بنابراین او معبد سیاهو پایتختش میکنه و تعدادی فل اورک درست میکنه تا از او پیروی کنند و محافظش باشند و از الف های خون(سیندوری ها) بعنوان زندنبان پیت لردهایی که اسیر کرده بود استفاده میکنه
مشخص نیست اما اصولا ایلیدن جنگ ها رو به شهر ویران واقع در اوتلند میکشاند. در هنگام حمله ی لژیون کیل تاس بی اجازه یا با اجازی ایلیدن اولین حمله را رهبری میکنه و اگر قصدش افزایش استحکامات و موقعیت ایلیدن بود نتیجه اش کاملا برعکس میشه و باعث میشه تعداد زیادی از الف های خون کیل تاس از زیر فرمان او بیرون بروند و به نارو و بازسازی شهر ویران کمک کنند. و.........
بعد اکاما میره میاوی رو که در مدتی پیش قبل از تسخیر معبد سیاه زندانی شده بود را دستگیر میکنه را ازاد میکنه و نقشه ی پایان دادن به ظلم و ستم ایلیدن را میکشد. و بعد او موفق میشه تا معبدو پس بگیره و خائنو بکشه
این وسط میاوی بیکار نبود و افرادشو ازاد میکنه و بعد از ان میره تا قبل از مرگ ایلیدن اونو شکنجه بده و بعد ایلیدن میمیره
اکاما هم معبدو پس میگیره و با قبیله اش ساکن میشه و سوگند میخوره که یکبار دیگه با نور ها همپیمان بشوند.
پایان

نظرات مطلب

  شازند   چهارشنبه 9 مهر 1393 01:08 ق.ظ

ممنون از زحمتتون

امیر حسین

قابل شما رو نداشت

  عماد   سه شنبه 17 تیر 1393 03:09 ق.ظ

اگه کس دیگه ای بود اینو نمیگفتم ولی از شما دیگه بعید بود تو بعضی جاها سوتی بدی
مثلا خواهر جارود شدوسانگ اسمش Maiev بود میاوی چیه دیگه؟؟؟آبرومون رفت!!!
ولی بازم در کل دمت گرم کامل نوشته بودی

امیر کسرا آرمان

مشکلش چیه؟
من این لغتو اینجوری میخونم شاید شما درست متوجه نشدی منظورم چیه
این از اون اسم هاست که حرفای زیادی دربارشه
فکر کنم افشین هم تو کتاب وولف هارتش ازش به میایو نامیدتش
شما هر جور میتونی بخونیش ولی بنظر من م آ اِ و اِ خونده میشه که میشه گفت درواقع میاوی

  امیرمیتسو   چهارشنبه 11 تیر 1393 11:11 ق.ظ

آشارا مرده!!! شما مطمئن هستید؟!!؟
ولی تو سایت wowpedia وضعیت رو زده زنده بعد زده بود مثل اینکه رفته خادم خدایان باستان شده!!!

امیر کسرا آرمان

نمیدونم گفتم که دقیق یادم نیست ولی اگه وو پدیا میگه زندس حتما زندس دیگه

  Deathwing   شنبه 7 تیر 1393 01:19 ق.ظ

كارمن
تو بازی و داستان فقط اسم واش Lady Vashj رو به عنوان رهبر ناگا ها میارن پس ازشارا چی شد ؟! مرده ؟زندس ؟كجاس؟؟

امیر کسرا آرمان

خب توضیح لیدی واشیجو دادم اون رهبر ناگاها نیست فقط یکی از لیدر دوم هاست
درضمن ازشارا بنظر میرسه مرده

  3mmm   پنجشنبه 29 خرداد 1393 01:29 ب.ظ

جالب بود خسته نباشید

     جمعه 23 خرداد 1393 11:43 ب.ظ

ین همه ماجرای هرکی به هرکی توی کدوم کتابها هستند که بریم مفصل بخونیم؟؟؟

امیر کسرا آرمان

تو کتاب نیست خیلی هاش
توی بازی و کتاب کمک بازی The Burning Crusade

  Dark Angel   پنجشنبه 22 خرداد 1393 10:48 ب.ظ

پس ایلیدن می میره این سوال خیلی وقت بو ذهنمو مشغول کرده بود ممنون که جوابشو دادید

  علی   پنجشنبه 22 خرداد 1393 01:19 ق.ظ

ممنون امیر جان فوق العاده بود منتظر بقیشم هستم

  soshiant   چهارشنبه 21 خرداد 1393 11:23 ب.ظ

دمت گرم منتظریم

  امیر میتسو   چهارشنبه 21 خرداد 1393 07:23 ب.ظ

خسته نباشید عالی بود منتظر بقیشم

آخرین عناوین

برچسب ها

آرشیو

موضوعات


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من