تبلیغات
وبلاگ شیطان شرور - شجره نامه ی سناریوس

جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کلیک کنید

درباره سایت


مشخصات سایت

مدیر سایت: امیر کسرا آرمان

ایمیل مدیر:

عنوان سایت: وبلاگ شیطان شرور

شعار سایت: ترجمه وارکرفت

وبلاگ شیطان شرور

ترجمه وارکرفت

درباره سایت

امکانات سایت


آمار سایت

آمار کل:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید ماه قبل:
بازدید این ماه:
آخرین بازدید:
بروزرسانی:
تعداد مطالب:
نویسندگان:

نویسندگان


team_member

امیر کسرا آرمان

مدیر سایت
team_member

امیر کسرا آرمان

نویسنده
team_member

امیر حسین

نویسنده

پیوندها و روزانه ها


روزانه ها

وبسایت میزبان!

اولین وبسایت با رویکرد نظارت بین سایتی

تارنمای کالیمدور

وبلاگ کالیمدور

لیست کامل

لیست کامل پیوندهای روزانه

ارسال لینک

لینک خود را برای ما ارسال کنید

پیوندها

وبسایت میزبان!

اولین سایت با رویکرد نظارت بین سایتی!

لیست کامل

لیست کامل پیوندها

وبلاگ شیطان شرور

ترجمه وارکرفت


شجره نامه ی سناریوس

با سلام
امروز قراره حلقه ی سناریوس را بازکنیم و درواقع میخوام شجره نامه ی سناریوس را براتو بزارم.

مالورنه یک نیمه خدای گوزن گون بود هرشب زیر نور ماه آواز میخواند یک شب توجه خدای ماه الون به آواز مالورنه جلب میشود و به شکل یک آواتار به نزد مالورنه میاد. و برای بقیه بفرمایید ادامه مطلب مثله همیشه.....


                                                            




آن شب الون به آواز مالورنه گوش میده و بعد کم کم احساس میکنه که شیفته ی این گوزن نر جوان شده.
بعد هم یک سلسله مراتبی طی میشه تا سناریون بدنیا میاد!
و خوب معلوم نیست چرا اینجوری شده دو تا نظریه وجود داره یکی نفرین رابطه ی یک خدا با یک فانی است که سناریوس اینطور نیمه گوزن نیمه الف شب درآمده و نظریه ی دوم که توی زیست شناسی میخونیم که خوب چون پدرش گوزنه و مادر توی کالبد الف شب بنابراین....
اما دست های سناریون و شاخ هاش بخاطر این نیست و انها بعد ها ظاهر میشوند وقتی که سناریوس با طبیعت و رویای زمردین که خودش یک طبیعت دیگه است پیوند میخوره و قدرتشو با طبیعت به اشتراک میزاره طبیعت بهش قدرتشو میده و بهاش هم ظاهر سناریوس بود که برای خود سناریوس اصلا مهم نبوده و ظاهرا احمق هایی مثل تیرانده پیدا میشن که از شاخ و خزه به جای مو لذت ببرند( نمونش ازدواج تیرانده با ملفاریون)
سناریوس که یک نیمه خدا بود در بچه گی به یسرا سپرده میشه که بعنوان دایه ازش مراقبت میکنه و چون یسرا اژدهای سبز بوده و جزو سیم
ایان مشخصا به پسر علاقه مند میشه و اونو مثل یکی از فرزندان خودش بار میاره و بهش  گرین کارت میده تا بتونه توی قلمروی خودش یعنی رویای زمردین رفت و آمد کنه! که تا اونموقع فقط در انحصار اژدهایان سبز بوده.
بقیه ی زندگینامه ی سناریوس را میتوانید در کتاب سه گانه ی نبرد پیشینیان مطالعه کنید...
بعد سناریوس قبل حمله ی اول لژیون تقریبا خیلی قبل تر , از خون و گوشت خودش سه فرزند به وجود آورد که من راجع به فرزند سوم هیچ اطلاعی ندارم و حتی به قطعیت وجودش هم مشکوکم اماجایی خواندم که اسمش اوردانوس است. دو فرزند دیگر یکی زی تر و یکی رمولوس که رمولوس با اینکه کوچکترین فرزند است اما قوی ترینشونو و تنها فرزند زنده و وارث قدرت سناریوس است مکانش مون گلید و در بازی تا لول72 آپ میشه.
زی تر هم اطلاعات چندانی ندارم فقط میدونم که روح اثیری اش در رویای زمردین زندگی میکند.
lمن همون جوری که در عقل تیرانده شک دارم تو عقل زی تر هم شک دارم اصلا شاید کلا عقل نداشته برای همین هم مرده هم از برادرای کوچیک ترش ضعیف تره!! این زی تر رفته یک جف پیدا کرده که با این کارش چشم عالمو کور کرده . رفته دختر یکی از خدایان قدیمی زمین : پرنسس ترادراس وارث عناصر زمین را گرفته که وقتی این خانوم راه میره صد تا مثله زی تر روی زمین مثل توپ بالا پایین میرن اینقدر وزنش زیاده!! اینم عکسش آدم یه دقیقه هم نمیتونه تحملش کنه خدا بده صبر به زی تر! اون موجود کوچولو که زیر پای این زنس زی تره نگاه کنید درمقابل زنه اندازه شیپیش میمونه!!


خب اما از زی تر و این ملکه ی خوش اندام  دو گونه ی خوش اندام تر به وجود میان : مگنا چرز / و سنتور ها که جفتشون قیافشون به مادرشون رفته خل و چلیشون به باباشون!
مگنا چرز ترکیب فیل و یک موجود دیگس که اسمشو نمیدونم ولی این عکسشون 
سنتور ها را هم که حتما میشناسین توی بازی وارکرفت دشمن های خونی تائرون ها هستند موجودات نیمه اسب نیمه انسان که وحشی و غارت گرند.

اما بشنوید از رمولوس که عقلش بیشتر میرسید  مثل باباش هیچ زوجه ایی اختیار نکرد تا بخواد مهریه و شیر بها و این کوفت زهر مار هارو بده و هرزور پدرشون از اون دنیا نگاهشون میکرد و میگفت خاک تو سرت زی تر برو از داداشت یاد بگیر حقا که پسر خلف خودمه!
رمولوس هم طی یک فرآیند خود لقاحی مثل پدرش چند گونه ی جدید به وجود آورد که چون زیادن حال ندارم توضیح بدم فقط اسمشونو میگم( بد بخت رمولوس هرچی زایید دختر زایییده احتمالا میخواسته یک پسر بزاد هی گفته دفعه ی بعدی پسره ولی همش دختر اومد بعد کلا پشیمون شده البته موقعی که خیلی دیر بود و حدود 5/6 تا دختر زاییده بود)
فورس نیمفس ها فروست نیمفس ها درویادز(همون درویید های مونث که توی بازی نیم آهو نیم الف شب) و گرو کیپرز( به معنی نگه دار بیشه زار).
عکسشونو در آخر پست میزارم اونم بصورت شجره نامه ایی پس تا آخر باهام بمونید.
فورس نیمفس ها یک گونه ی دیگه از خودشون میسازن  در حقیقت تعدادیشون که میرن توی مناطق یخی ساکن میشن جهش پیدا میکنن یخ میزنن اسمشون میشه درویادز یخی! درحقیقت کریستالی میشن و بدجنس میشن و آدمو میخورن!
اما درویادز اصلی تعدادیشون به فساد کشیده میشن و میشن درویادز فاسد همین بلا سر نگهبانان بیشه میاد و میشن نگهبانان فاسد

امیدوارم خوشتون بیاد.
این الان رفع ابهام از شجره نامه ی سناریوس یا حلقه ی سناریوس بود البته توی حلقش ملفاریون هم هست و بهتره بگیم شجره نامش بود

دیدی پس دیگه نگید میشه از اون مرغ همسایه ی ترال رفع ابهام کنید من نفهمید که مرغشون دقیقا روزی چندتا تخم میکرد!!
اگه از این سوالا بپرسید وبلاگو جمع میکنم میرم درسای دانشگاهمو میخونم.


نظرات مطلب

   امیر میتسو   یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 06:33 ب.ظ

هیییییییییییییییی توهین به تیرانده ویسپرویند تو روز روشن در ملع عام!!!!
آخ آخ آخ آخ امیر جان از تو دیگه انتظار نداشتم!!!!

  علی   یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 12:21 ب.ظ

ها که اینطور،یه جور باهم کنار بیاید ،خوبیت نداره دعوا کنید،خودتو ناراحت نکن ایشاالله حل میشه، من برم مزاحمت نشم،شاد باشی رفیق

  علی   یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 12:09 ب.ظ

چرا؟کجا؟کیا؟ کاری از دست من بر میاد رفیق؟

امیر کسرا آرمان
نه بابا بزار من دارم فصل دو. را ترجمه میکنم بهنامم باید فصل سه را ترجمه کنه

  علی   یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 12:04 ب.ظ

امیر دیشب چند بار وبلاگت واسم باز نشد و کلا همه چی قاطی پاطی شده بود و...ضمن عذرخواهی دوباره باید بگم سه گانه رو هنوز وقت و حوصله نکردم بخونم خیلی زیاده:دی سناریوسو کسی درخواست داده ؟چون تو اسامی پست قبلت نبود ،به هر حال مثل همیشه عالی و بی نقص بود ماشاالله گوله ی نمکم هستی و بلدی چطوری نوشته رو جذابتر کنی،مرسی سالار

امیر کسرا آرمان

امروز اصلا حوصله ندارم علی جون این کتاب وارکرایمزو فصل یکو ترجمه کردم حالا سرش دعوا شده

آخرین عناوین

برچسب ها

آرشیو

موضوعات


با من در تماس باشید

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم

تماس با من